|
از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور / تا ملک و ملک گویند تنهات مبارک باد
|
|
|
|
||||
|
تو فقط مسئول كسي هستي كه اهلياش كردهاي... مسئوليت كساني كه خودشان اهلي تو شدهاند، با تو نيست. من مسئول شكسته شدن دل هيچكس نيستم. اگر كسي خودش مواظب دل خودش نيست، بايد بداند كه هيچكس ديگري هم مواظب دل او نميماند.... تا به حال مواظب دل آدمها بودهام، مواظب دل همه بودهام جز خودم... ديگر مسئوليت دل هيچكس با من نيست!!! www.khormalo.com شادي
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 14:13 توسط آنته
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
پرنده گفت: " چه بويي، چه آفتابي، آه بهار آمده است ومن به جستجوي جفت خويش خواهم رفت. " پرنده از لب ايوان پريد و رفت پرنده كوچك بود پرنده فكر نميكرد پرنده روزنامه نميخواند پرنده قرض نداشت پرنده آدمها را نميشناخت پرنده روي هوا و بر فراز چراغهاي خطر در ارتفاع بيخبري ميپريد و لحظههاي آبي را ديوانهوار تجربه ميكرد پرنده، آه، فقط يك پرنده بود پرنده، آه، فقط يك پرنده بود " فروغ فرخزاد "
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 9:46 توسط آنته
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بايد بهار را با همهي سبزيهايش تحمل كرد. بايد يك سال ديگر را هم در تمناي گذر كردن لحظهها سر كرد. بايد يك دور ديگر واژهي دو وجهي تكرار را از سر مرور كرد. من نميدانم چند بار ديگر بايد جريمه بنويسم زندگي را ولي ميدانم اين بار، هجدهمين بار است كه از سر شروع ميكنم و چه قدر جريمه نوشتن روش خوبيست براي يادگرفتن. من تمام زندگي را حفظ شدهام! مريم کاظمی پینوشت: منم بيست و پنجمين باريه که دارم جريمه مینويسم!!!
+
نوشته شده در شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 0:24 توسط آنته
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نوروز كه قرنهاي دراز است بر همه جشنهاي جهان فخر ميفروشد، از آن رو " هست" كه يك قرارداد مصنوعي اجنماعي و يا يك جشن تحميلي سياسي نيست. جشن جهان است و روز شادماني زمين، آسمان و آفتاب و جوش شكفتنها و شور زادنها و سرشار از هيجان هر آغاز. چه افسانه زيبايي، زيباتر از واقعيت. راستي مگر هر كسي احساس نميكند كه نخستين روز بهار، گويي نخستين روزِ آفرينش است. سبزهها روييدن آغاز كردهاند و رودها رفتن و شكوفهها سر زدن و عشق در اين روزها سر زده است و نخستين بار آفتاب در نخستين نوروز طلوع كرده است و زمان باروري آغاز شده است. نوروز- اين پيري كه غبار قرنها بر چهرهاش نشسته است، رسالت بزرگ خويش را همه وقت با قدرت و عشق و وفاداري و صميميت انجام داده است و آن زدودن پژمردگي و اندوه از سيماي اين ملت است و درآميختن روح آنان با روح جانبخش طبيعت و عظيمتر پيوند نسلها و پيمان يگانگي ميان همه دلهاي خويشاوندي كه ديوار عبوس دورانها را در ميانشان حايل ميگشته است و ما در نوروز، در اين ميعادگاهي كه همه نسلهاي تاريخ و اساطير ملت ما حضور دارند با آنان پيمان وفا مي بنديم و " امانت عشق" را از آنان به وديعه ميگيريم كه " هرگز نميريم" و " دوام راستين" خويش را به نام ملتي كه در اين صحراي عظيم بشري، ريشه در عمق فرهنگي سرشار و غني از قداست و جلال دارد و برپايه " اصالت" خويش در رهگذر تاريخ ايستاده است بر صحيفه عالم ثبت كنيم. " نوروز به روايت دكتر علي شريعتي"
+
نوشته شده در جمعه دهم فروردین 1386ساعت 1:5 توسط آنته
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
خدايا براي سال نو ازت شيريني مي خوام با يه لباسِ قشنگ يه عروسكِ گنده و اگه ممكنه، " يه ذره عشق" حتي اگه فقط يه ذرة كوچولو مونده باشه! ؟؟؟
+
نوشته شده در شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 11:19 توسط آنته
|
|
|||||
|
|||||