|
از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور / تا ملک و ملک گویند تنهات مبارک باد
|
|
|
|
||||
|
من از همون اولي كه سايه داشتم هيچ وقت تا حالا اون رو نشُسته بودم. به نظرم اومد كلي كثيف شده بود، امروز از روي ديواري كه بهش لم داده بود به هر ترتيبي بود كندمش و با رخت و لباسهام توي تشت انداختمش. صابون و وايتكس هم ريختم روش، گذاشتم چند ساعت خيس بخوره بيجنب و جوش، بعد چلوندم و آويزون كردم تا خشك بشه. آخه كي ممكنه به ذهنش برسه كه سايه هم آب بره؟ هر چي هست الان كلي كوچيكتر از خودم شده. جايي كه پياده رو تموم ميشه/ شل سيلورستاين
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 21:28 توسط آنته
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اين چه حرفي ست كه در عالم بالاست بهشت؟ هر كجا وقت خوش افتاد همان جاست بهشت دوزخ از تيرگي بخت درون تو بود گر درون تيره نباشد همه دنياست بهشت پرواز هماي
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 10:47 توسط آنته
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
عزيز من! خوشبختي، نامهاي نيست كه يك روز، نامهرساني زنگ در خانهات را بزند و آن را به دستهاي منتظر تو بسپارد. خوشبختي، ساختن عروسك كوچكيست از يك تكه خمير نرم رنگين شكل پذير. به همين سادگي، به خدا به همين سادگي... اما يادت باشد كه جنس آن خمير، بايد از عشق و ايمان باشد. نه هيچ چيز ديگر... ابوالمشاغل – نادر ابراهيمي پ.ن. ما هميشه تو حاشيهايم به جاي اينكه خوشبخت باشيم...
+
نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 8:16 توسط آنته
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
جا مانده است چيزي جايي كه هيچ گاه ديگر هيچ چيز جايش را پر نخواهد كرد نه موهاي سياه و نه دندان هاي سپيد... "زندهياد حسين پناهي" لينك يه جورايي مرتبط!
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 1:46 توسط آنته
|
|
|||||
|
|||||